<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مخاطرات محیط طبیعی</title>
    <link>https://jneh.usb.ac.ir/</link>
    <description>مخاطرات محیط طبیعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی همبستگی فلزات سنگین (Zn, Cr, Pb, Co, Cd) و ذرات معلق PM10 موجود در گردوغبار و ارزیابی ریسک سلامت آنها در شهر زابل</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_8137.html</link>
      <description>ذرات معلق یکی از مهم ترین مسیرهای مواجهه انسان با انواع آلودگی&amp;amp;shy;های محیطی به ویژه فلزات سنگین است. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی بین عناصر سنگین Co، Cd، Cr، Zn و Pb و ذرات &amp;amp;nbsp;PM10و ارزیابی ریسک سلامت آن&amp;amp;shy;ها در شهر زابل است. در این تحقیق جهت شناسایی و تعیین غلظت عناصر سنگین مورد نظر، 60 نمونه گرد و غبار با استفاده از دستگاه‌های نمونه‌بردار TCR در زمان رخداد طوفان‌ها و بادهای 120 روزه از اواخر اردیبهشت تا اواسط شهریور در شهر زابل تهیه شد. سپس پنج عنصر کروم، روی، سرب، کبالت و کادمیوم توسط دستگاه ICP-OES تحلیل شدند. جهت بررسی همبستگی بین عناصر سنگین گرد و غبار و غلظت ذرات PM10 از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد بین فلز کروم و غلظت PM10 بیشترین همبستگی معنی&amp;amp;shy;دار وجود دارد. میانگین غلظت ذرات PM10 در شهر زابل نشان دهنده وضعیت بحرانی این‌ شهر است، همچنین نتایج میانگین شاخص ریسک اکولوژیکی(ER) برای فلزات سنگین مورد مطالعه در نمونه&amp;amp;shy;های گرد و غبار به صورت Zn&amp;amp;gt;Pb&amp;amp;gt;Cd&amp;amp;gt;Cr بوده و روند کاهشی دارد. از طرفی بیشترین و کمترین میزان خطر غیر سرطان&amp;amp;shy;زایی در گروه سنی کودکان برای فلزات سنگین مطالعه شده به ترتیب 2-10&amp;amp;times;14/1 و 16-10&amp;amp;times;25/8 (mg/kg) و در گروه سنی بزرگسالان 3-10&amp;amp;times;23/1 و 15-10&amp;amp;times;42/3 (mg/kg) بوده و بیشترین مقدار مربوط به فلز کادمیوم و کروم به دست آمد. میانگین غلظت فلزات سنگین در گرد و غبار شهرستان‌ زابل نشان داد که شهر زابل از فلزات سنگین آلوده است. این غلظت فلزات می‌تواند به عوامل مختلفی، از جمله برداشت و انتقال عناصر از تالاب خشک هامون، انتشار ذرات PM10 به&amp;amp;shy;وسیله بادهای 120 روزه از سمت مناطق شمال و شمال شرقی یا عرض&amp;amp;shy;های بالاتر، فعالیت‌های صنعتی، ترافیک شهری و میزان جمعیت مربوط باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل طیفی آتش‌‌سوزی جنگل بر اساس شاخص +NBR و مقایسه آن با شاخص‌‌های طیفی در ماهواره سنتینل 2 (منطقه مورد مطالعه: روستای بهارستان)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_8501.html</link>
      <description>نظارت بر مناطق سوخته را می توان به راحتی با استفاده از تصاویر چند طیفی ماهواره ای انجام داد. برای نمایش تفاوت بین مناطق پوشش گیاهی سالم و مناطق سوخته شده، شاخص هایی ارائه شده است. برای جلوگیری از خطا و بهینه سازی نتایج، بر اساس وضعیت بازتابی باندهای ماهواره سنتینل 2، شاخص نسبت سوختگی نرمال شده +NBR ارائه شد. کارایی این شاخص با مقایسه آن با چهار شاخص دیگر در منطقه ای با وسعت 4/47 کیلومتر مربع در قسمت پایین دست منطقه حیران در مرز بین ایران و جمهوری آذربایجان در حوالی روستای بهارستان تائید شد. برای دستیابی به این هدف، دو رویکرد تک زمانی و دو زمانی اتخاذ شد. برای جداسازی پیکسل های نواحی سوخته شده و نواحی فاقد سوختگی، روش تفاضل گیری بین دوره های قبل و بعد از آتش سوزی در تاریخ های 8 ژانویه 2021 و 25 ژانویه 2021 به کار گرفته شد. برای ارزیابی کارایی شاخص ها، ماتریس های سردرگمی، ساخته شده و با یکدیگر مقایسه شدند. شاخص +NBR به دلیل حذف توده های ابر و پهنه آبی که در شاخص های دیگر به اشتباه طبقه بندی شده بودند، به نتایج مطلوبی دست یافته است. مقادیر ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان داد که شاخص NBR و NDSWIR با مقادیر 95/0 از بیشترین همبستگی با شاخص +NBR برخوردار بوده و شاخص MIRBI با مقادیر 16/0 از کمترین همبستگی برخوردار بوده است. این در حالیست که شاخص +NBR با بیشترین ضریب کاپا به میزان 92/0 از قابلیت بالایی در تشخیص مناطق متاثر از آتش سوزی برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات فراسنج‌های اقلیمی با تأکید بر گرد و غبار و اثر نمایه‌های پیوند از دور بر آن‌ها در غرب ایران</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9090.html</link>
      <description>امروزه درک تغییرات پیامدهای اقلیمی و عوامل مؤثر بر وقوع آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه روند تغییرات زمانی-مکانی فراسنج‌های اقلیمی (میانگین دما، بارش، رطوبت نسبی، تعداد روزهای گرد و غبار، حداکثر سرعت و جهت باد) طی دوره آماری ۲۰۲۳-۱۹۸۷ در ۱۳ ایستگاه نیمه غربی ایران با استفاده از روش‌های آماری من-کندال و شیب سن بررسی و ارتباط آن‌ها با یکدیگر با روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفت. سپس اثر نمایه‌های پیوند از دور شامل QBO، IOD، BEST و NAO با استفاده از آزمون خطی Mantel و روش طبقه‌بندی جغرافیایی Geo-Detector (GDM) بر روی فراسنج‌های مذکور بررسی شد. نتایج تحلیل نوسانات مکانی با استفاده از آزمون شیب سن برای بیش از ۸۵ درصد از مساحت پهنه مورد مطالعه روند افزایشی را در همه فراسنج‌ها نشان داد. مطابق با یافته‌های آزمون من-کندال بیشترین تغییرات افزایشی و کاهشی در فراسنج‌ها به ترتیب مربوط به ایستگاه‌های سرپل ‌ذهاب و دزفول است. تحلیل همبستگی پیرسون ثابت کرد بیشترین مقادیر ضرایب همبستگی بین رطوبت نسبی با همه فراسنج‌ها وجود دارد که این ارتباط معکوس بوده و در سطح خطای ۰۰۱/۰ درصد معنادار است. همچنین پارامتر سرعت باد در بین فراسنج‌ها بیشترین نقش را در رخداد طوفان‌های گرد و غباری داشته و اثرات آن در ۹/۷۴ درصد از مساحت پهنه مورد مطالعه دیده می‌شود. برمبنای نتایج حاصل از آزمون منتل، در بین فراسنج‌های مورد بررسی، بیشترین همبستگی بین نمایه‌های پیوند از دور با فراوانی گرد و غبار برقرار است که ۶۹ درصد از مساحت پهنه را در برگرفته است. رتبه‌بندی عوامل غالب بر تغییرات اقلیمی با نمایه آشکارساز Geo-Detector، عامل مستقل IOD را به‌عنوان عامل برتر و تأثیرگذار در پراکنش این تغییرات شناسایی نمود. یافته‌های این مطالعه می‌تواند به درک عوامل اقلیمی که بر تغییرات در پارامترهای آب و هوایی تأثیر می‌گذارند کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی مکانی شدت بیابان‌زایی نرماشیر با شاخص DDI</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9468.html</link>
      <description>بیابان‌زایی یکی از پدیده های مخرب زیست محیطی در سراسر جهان به شمار می آید. این تحقیق با هدف ترسیم درجه بیابان‌زایی در منطقه نرماشیر کرمان در سال 2023 با استفاده از ماهواره لندست 8 انجام شد. در ابتدا با استفاده از روش تبدیل کلاهک زنگوله ای TCT، سه شاخص روشنایی کلاهک زنگوله ای (TCB)، سبزی (TCG) و رطوبت (TCW) استخراج شد. در دومین مرحله، شاخص‌های تفاوت نرمال شده پوشش گیاهی (NDVI) و albedo برآورد گردید. در مرحله بعدی بر اساس ترکیب TCG-TCB، NDVI-albedo و TCW-TCB، تحلیل رگرسیون خطی انجام شد. نتایج نشان داد که همبستگی بالایی به میزان 77/0- بین TCW و TCB برقرار بوده و بین NDVI با albedo همبستگی بسیار ضعیفی معادل 25/0 ایجاد شده است. بیشترین همبستگی مثبت به میزان 49/0 در بین شاخص‌های TCW و TCG دیده می شود. با توجه به بیشترین مقادیر همبستگی و بر اساس روابط رگرسیونی بین TCW با TCB شاخصی برای درجه بندی بیابان‌زایی ایجاد شده و به پنج طبقه بیابان‌زایی خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد تقسیم گردید. بر این اساس تنها 9/6 درصد از منطقه مورد مطالعه دارای شدت بیابان‌زایی خیلی زیاد بوده و 5/10 درصد از شدت بیابان‌زایی زیاد برخوردار هستند. دقت کلی این شاخص معادل 2/91 بوده است. این روش به علت سادگی و توانمندی بالا، از قابلیت بالایی در مدیریت و حفاظت از اراضی خشک و نیمه خشک برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان با استفاده از مدل InVEST</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9139.html</link>
      <description>پلنگ ایرانیPanthera pardus saxicolor) ) به عنوان یکی از گونه‌های کلیدی گوشتخوار در اکوسیستم‌‌های ایران، نقش مهمی در حفظ تعادل اکوسیستم‌ها ایفا می‌کند. این گونه با تهدیدات متعددی از جمله تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز، کاهش طعمه‌های طبیعی و فشار ناشی از توسعه انسانی مواجه است. پارک ملی گلستان، به عنوان یکی از زیستگاه‌های کلیدی پلنگ، در سال‌های اخیر تحت تأثیر عوامل انسانی مانند گسترش زمین‌های کشاورزی، افزایش دامداری، عبور جاده‌ها و گسترش روستاها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مناطق حساس زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان و بررسی تأثیر عوامل انسانی بر زیستگاه این گونه، از مدل اینوست (InVEST) بهره گرفته است. در این مطالعه، چهار تهدید انسانی کلیدی از قبیل زمین های کشاورزی، نزدیکی روستاها، چرای دام و جاده هاشناسایی شد.&amp;amp;nbsp; نتایج نشان داد که جاده‌ها و مسیرهای دسترسی با درصد ریسک تجمعی 8/15 درصد و پیامد بالا (26/2)، بیشترین اثر منفی را بر زیستگاه دارند و به عنوان یکی از عوامل اصلی گسست زیستگاهی شناخته می‌‌شوند. این گسست، زیستگاه‌های پیوسته را به قطعات جداگانه تبدیل کرده و جابه‌جایی ایمن پلنگ را محدود می‌کند. همچنین چرای بیش از حد دام با 56/12 درصد ریسک منجر به تخریب پوشش گیاهی و کاهش منابع غذایی طعمه‌های طبیعی پلنگ، نظیر کل و بزمی‌شود. زمین‌های کشاورزی با تخریب زیستگاه طبیعی و افزایش تعامل انسان و حیات‌وحش، پیامدهای جدی بر زیستگاه دارند، در حالی که نزدیکی روستاها با 41/6 درصدریسک، تعارضات انسان و حیات‌وحش را افزایش داده و خطر شکار پلنگ توسط جوامع محلی برای محافظت از دام‌ها را بیشتر می‌کند. نتایج این پژوهش نه‌تنها بر اهمیت حفظ زیستگاه‌های طبیعی تأکید دارد، بلکه زمینه‌ای مستحکم برای تدوین راهکارهای مدیریتی و برنامه‌ریزی مؤثر در جهت حفاظت از گونه‌های در معرض خطر انقراض فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای همدید گردش جو مؤثر بر خشکسالی‌های ماهانه فراگیر دوره سرد ایران</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9195.html</link>
      <description>خشکسالی یکی از چالشی‌‌ترین پدیده‌های اقلیمی در مناطق خشک و نیمه‌خشک مانند ایران است که تحت تأثیر الگوهای خاص گردش جوی رخ می‌دهد. این پژوهش به‌منظور شناسایی الگوهای گردش جوی خشکسالی‌های فراگیر ماهانه در ایران با استفاده از داده‌های بلندمدت (1979 تا 2021) و شاخصZSI انجام شده است. داده‌های مورد استفاده شامل ارتفاع ژئوپتانسیل، نم ویژه، دما، باد مداری و نصف‌النهاری و بارش ماهانه از پایگاه داده ERA5 با تفکیک مکانی 25/0 درجه می‌باشند. براساس نتایج، در ماه‌های سپتامبر، ژوئن، ژوئیه و آگوست هیچ‌گونه خشکسالی فراگیری مشاهده نشد. 8 خوشه گردش جو برای خشکسالی‌های فراگیر ماهانه شناسایی شد.&amp;amp;nbsp; از میان این 8 خوشه، 4 خوشه با فراوانی بیش از 77 درصد، الگوهای غالب گردش جو و سامانه های همدید موثر در وقوع خشکسالی های فراگیر شناسایی شدند. این 4 الگوی جوی به ترتیب فراوانی شامل الف) پرارتفاع جنب حاره تراز زیرین همراه با پشته جنب حاره تراز میانی، ب) پرارتفاع جنب حاره تراز زیرین تلفیق شده با پرفشار سیبری همراه با پشته تراز میانی ، ج) پشته پرارتفاع جنب حاره تراز زیرین و میانی و د) پرارتفاع-واچرخند تراز زیرین مستقر برخشکی می‌باشند. به طور کلی مرکز واچرخندی، پرارتفاع و پشته‌های جنب‌حاره که به‌طور متوسط در محدوده‌ای از دریای عرب تا شبه جزیره عربستان فعال هستند نقش اساسی در رخداد خشکسالی های فراگیر ماهانه ایران ایفا می کنند. این پدیده‌های همدید با گسترش شمال سو نسبت به شرایط میانگین، باعث کاهش شدید بارش در ایران می‌شوند. همچنین الگوی استقرار این پدیده‌ها در اندرکنش با سایر ساختارهای گردش جو منطقه و سیاره‌ای است. بنابراین بررسی چرایی این تغییرات&amp;amp;nbsp; می‌تواند به درک تغییرپذیری بارش ماهانه و فصلی و رخدادهای شدید و فراگیر خشکسالی کمک قابل توجهی کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل مطالعات تاب آوری در برابر مخاطره سیل در ایران و جهان</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9104.html</link>
      <description>تحقیقات در زمینه تاب‌آوری بیش از سه دهه است که آغاز شده، اما هنوز به‌طور گسترده در حوزه‌های مختلف عملیاتی نشده است. اختلاف نظرها در تعریف تاب‌آوری ناشی از تفاوت دیدگاه‌ها در سیستم‌های اکولوژیکی،اجتماعی و روش‌های متدولوژیک است. پژوهش حاضر کوشش دارد تا با فراتحلیل ‌و صورت‌‌بندی منظم مطالعاتی که تاکنون در این حوزه انجام‌‌شده،گامی در جهت روشن‌‌تر شدن ابعاد این مفهوم، معیارها،روش برخورد، مقیاس مداخله و کاربردهای آن در برابر&amp;amp;nbsp; مخاطره سیل بردارد.در این راستا بانک داده ای ازمطالعات انجام شده تشکیل و در نهایت با غربال آنها 249مقاله&amp;amp;nbsp; انتخاب و&amp;amp;nbsp; تجزیه و تحلیل شد.ساختار مقالات شامل روش‌شناسی، معیارهای مطرح، مقیاس‌مورد مطالعه و مدل های به کار رفته درآنها&amp;amp;nbsp; واکاوی شد،تا از این رهگذر مطالعات دسته‌‌بندی ‌و تفاوت‌‌ها و شباهت‌‌های مطالعات صورت‌‌گرفته در جهان و ایران مشخص شود. نتایج نشان می‌‌دهد.دررابطه با مقیاس پژوهش در مطالعات ایران مقیاس شهر(28 درصد) و مقیاس روستا(19 درصد)و درمطالعات جهان در مقیاس حوزه پیرامون رودخانه شهری (30 درصد)بیشترین حجم مطالعات را به خود اختصاص داده است.در روش‌‌شناسی مربوط به مقالات تاب آوری در برابر سیل، هر سه رویکرد کمی، کیفی و ترکیبی قابل مشاهده است. با این تفاوت که در روش شناسی مطالعات ایران(66 درصد) بیشتر مطالعات انجام شده با روش کمی و در مطالعات جهان از روش کیفی (46 درصد) انجام شده است.با توجه به جستجوهای انجام شده مطالعات تاب‌‌آوری در برابر سیل در جهان در ارتباط با سایر ‌رویکردهایی از قبیل‌ مدیریت‌ هوشمند، تامین امکانات رفاهی، برنامه‌‌ریزی زیرساخت‌‌های شهری،زیرساخت‌‌های سبز و مسائل اجتماعی و اقتصادی مطرح شده‌‌است،اما در ایران بیشتر این مطالعات در زمینه بهبود وضعیت تاب آوری ساکنین در راستای مدیریت ریسک مخاطرات طبیعی می‌باشد ‌وسیاست ها و موضوعات مطرح در آن دائما در حال بازبینی و ارزیابی هستند و هنوز به موضوعاتی از جمله کیفیت هوا، مدیریت هوشمند، امکانات رفاهی و تنوع زیستی، اشاره ای نشده است.این موضوع اهمیت افزایش تحقیقات در زمینه تاب‌آوری در برابر سیل در ایران را در دیگر حوزه‌ها به وضوح نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت بندی جامعه‌‌محور انواع پاسخ‌‌های واکنشی و پیشگیرانه کنترل بیابان‌‌زایی با رویکرد DPSIR (مطالعه موردی: ایوانکی، استان سمنان)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9227.html</link>
      <description>گسترش بیابان‌‌ها، یکی از مسائل مهم زیست‌محیطی است و تهدیدی جدی برای سلامت اکوسیستم‌ها به شمار می‌رود. این پدیده نه تنها به‌طور مستقیم بر تنوع زیستی تأثیر می‌گذارد، بلکه با افزایش فرسایش خاک و کاهش منابع آب، بر کشاورزی و معیشت جوامع محلی نیز اثرات منفی می‌گذارد. برای مقابله با این چالش، ضروری است، که وضعیت و روند بیابان‌زایی به‌دقت بررسی شده و راهکارهای مناسبی برای مدیریت آن ارائه شود. در این راستا، استفاده از مدل‌های تحلیلی می‌تواند به شناسایی عوامل مؤثر و اولویت‌بندی اقدامات پیشگیرانه و اصلاحی کمک زیادی نماید. مدل DPSIR که به بررسی نیروی محرکه، فشار، وضعیت، اثرات و پاسخ‌ها می‌پردازد، یکی از رویکردهای موثر در این زمینه است. در این پژوهش نیز، این موضوع با استفاده از این رویکرد و به کمک تهیه و توزیع پرسشنامه در مناطق موردمطالعه حومه شهرستان گرمسار (روستاهای چنداب، حسین آباد، کرک، چشمه نادی و احمد آباد) انجام گرفت. ابتدا، حجم نمونه برای نظرسنجی ساکنان با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. پایایی و روایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ بررسی شد. در این پژوهش 32 پاسخ شامل 7 مورد واکنشی و 25 مورد پیشگیرانه به منظور کنترل بیابان‌‌زایی و کاهش اثرات مربوطه شناسایی و اولویت بندی شد. در ادامه، نتایج به دست آمده از پرسشنامه‌‌ها توسط نرم‌‌افزار SPSS و با آزمون فریدمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به نتایج، از دیدگاه جوامع محلی، "اشتغال‌‌زایی و معیشت جایگزین" و "انجام عملیات لایروبی سد" به ترتیب با میانگین رتبه 25.42 و 8.83، بیشینه و کمینه اهمیت را در میان انواع پاسخ های شناسایی شده برای کنترل بیایان زایی و کاهش اثرات مربوطه دارا می‌‌باشند. عملیاتی نمودن انواع پاسخ‌های واکنشی و پیشگیرانه در منطقه مبتنی بر اولویت‌‌ها، نقش مهمی در ارتقا سلامت زیست‌‌بوم و جلوگیری از گسترش بیابان‌زایی در منطقه دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر ویژگی های ژئومورفیکی بر الگوی زمین ‏لغزش با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی (محدوده مورد مطالعه: حوضه آبریز سد شهید عباسپور)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9459.html</link>
      <description>زمین‌لغزش‌ها به‌عنوان یکی از مخاطرات طبیعی پیچیده، تهدیدی جدی برای زیرساخت‌ها، جوامع انسانی و اکوسیستم‌های شکننده ایجاد می‌کنند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ویژگی‌های ژئومورفیکی بر الگوی وقوع زمین‌لغزش در حوضه آبریز سد شهید عباسپور (ده‌شیخ) با استفاده از الگوریتم پیشرفته یادگیری ماشین جنگل تصادفی انجام شده است. داده‌های مورد استفاده شامل 15 لایه اطلاعاتی مؤثر در زمین‌لغزش بوده که از منابع مختلفی همچون نقشه‌های توپوگرافی 1:50000، زمین‌شناسی 1:100000، تصاویر ماهواره‌ای لندست و داده‌های میدانی استخراج شده‌اند. پس از پردازش اولیه در محیط‌های نرم‌افزاری ArcGIS، SAGA-GIS و ENVI، مدل‌سازی با استفاده از بسته‌های یادگیری ماشین در RStudio انجام پذیرفت. نتایج نشان می‌دهد که سازندهای زمین‌شناسی (با تأثیر 7/%23)، شیب (5/19%) و فاصله از رودخانه (2/15%) به‌عنوان مهم‌ترین عوامل کنترل‌کننده الگوی زمین‌لغزش در منطقه عمل می‌کنند. بر اساس خروجی مدل، حدود 4/30% از مساحت حوضه (37/75 کیلومترمربع) در کلاس خطر زیاد قرار دارد که عمدتاً در بخش‌های جنوبی و جنوب شرقی حوضه متمرکز شده‌اند. ارزیابی دقت مدل با معیارهای آماری نشان‌دهنده عملکرد مناسب الگوریتم با دقت کلی 986/0، ضریب کاپای 972/0 و RMSE برابر 0101/0 می‌باشد. این مطالعه نه‌تنها اولین ارزیابی جامع خطر زمین‌لغزش در این حوضه با روش‌های یادگیری ماشین است، بلکه چارچوبی علمی برای مدیریت ریسک، برنامه‌ریزی محیطی و کاهش اثرات زمین‌لغزش در مناطق کوهستانی مشابه ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بکارگیری مدل‌سازی عددی برای ارزیابی پتانسیل آلودگی آب زیرزمینی ناشی از تغذیه مصنوعی با پساب تصفیه شده</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9173.html</link>
      <description>خشکسالی، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی و عدم مدیریت صحیح منابع آب موجب شده که خسارات جبران‌ناپذیری به منابع آب زیرزمینی وارد گردد. لذا اتخاذ تصمیمات صحیح مدیریتی برای جبران کاهش ذخایر آب زیرزمینی امری اجتناب ناپذیر است. در سال‌های اخیر، استفاده از پساب تصفیه شده برای تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه، شبیه‌سازی منابع آب زیرزمینی آبخوان دامنه-داران با استفاده از مدل MODFLOW&amp;amp;nbsp; و مدل‌سازی تغذیه مصنوعی با استفاده از پساب تصفیه شده با بهره‌گیری از ابزار MT3DMS و MODPATH مورد توجه قرار گرفت. چندین موقعیت با سناریوهای مختلف تک چاهی، دو چاهی و حوضچه‌ای برای اجرای تغذیه مصنوعی بر اساس کمترین هزینه، نزدیک‌ترین فاصله به محل تصفیه‌خانه، دورترین فاصله از مناطق مسکونی و چاه‌های شرب و کشاورزی و در نظر گرفتن فاصله از محل‌های ورودی جریانات با کیفیت تغذیه‌کننده آبخوان در بخش‌های شمالی و شمال‌غربی منطقه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شبیه‌سازی الگوی پخش آلودگی با استفاده از مدل MODPATH در الگوهای مختلف نشان داد که صرفنظر از محل تزریق، جریان پساب تصفیه شده می‌تواند بخش‌های قابل توجهی از منابع آب موجود در مسیر حرکت خود را به دلیل شرایط توپوگرافی منطقه، مسیر جریان عمومی آب زیرزمینی و بار هیدرولیکی ناشی از تغذیه مصنوعی در محل‌های تزریق آلوده کند. نتایج مدل تغذیه مصنوعی توسط الگوی تک چاهی و دو چاهی نشان داد که آلاینده به سمت جنوب غربی آبخوان حرکت می‌کند. علاوه بر این، تا 15 سال از شروع نشت، بیشینه حرکت آلاینده به حدود 1850 متر از محل تزریق رسید. نتایج مدل MT3DMS نشان داد که پس از 500، 5000، 10000 و 14000 روز از شروع نشت، به ترتیب 5، 15، 20 و 26 حلقه چاه بهره‌برداری تحت تأثیر هاله آلودگی قرار می‌گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی پتانسیل سیل‌خیزی حوضه آبخیز خیاوچای با استفاده از مدل‎ MFFPI ‎و ‏شاخص‌های طیفی</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9333.html</link>
      <description>سیلاب‌های ناگهانی از مخاطرات مهم در مدیریت منابع آب و محیط‌زیست به شمار می‌آیند. &amp;amp;rlm;هدف این پژوهش، شناسایی نواحی مستعد سیلاب ناگهانی در حوضه آبخیز خیاوچای و &amp;amp;rlm;بررسی ارتباط شاخص‌های طیفی با خطر وقوع سیلاب است. در این راستا، از مدل &amp;amp;rlm;MFFPI&amp;amp;rlm; &amp;amp;rlm;به‌عنوان ابزار اصلی برای تعیین مناطق سیل‌خیز استفاده شد. پارامترهای مورد استفاده شامل &amp;amp;rlm;شیب، تراکم جریان، انحنای دامنه، جنس سنگ، بافت خاک و کاربری اراضی بوده که از &amp;amp;rlm;منابعی مانند مدل رقومی ارتفاع (&amp;amp;rlm;DEM&amp;amp;rlm;)، نقشه‌های زمین‌شناسی و داده‌های سنجش از دور &amp;amp;rlm;استخراج شدند. این پارامترها پس از طبقه‌بندی و وزن‌دهی براساس نسخه اصلاح‌شده مدل &amp;amp;rlm;MFFPI، در محیط &amp;amp;rlm;GIS&amp;amp;rlm; پردازش و نقشه نهایی خطر سیلاب تولید گردید. برای ارزیابی &amp;amp;rlm;عملکرد مدل، دو سیلاب ثبت‌شده در سال ۲۰۲۰ بررسی و تحلیل &amp;amp;rlm;ROC&amp;amp;rlm; برای سنجش دقت &amp;amp;rlm;مدل انجام شد. همچنین، ارتباط شاخص‌های طیفی &amp;amp;rlm;MNDWI، &amp;amp;rlm;NDMI، &amp;amp;rlm;AWEI&amp;amp;rlm; و &amp;amp;rlm;LSM&amp;amp;rlm; با مقادیر &amp;amp;rlm;MFFPI&amp;amp;rlm; از طریق آزمون همبستگی اسپیرمن بررسی گردید. نتایج نشان &amp;amp;rlm;داد که نواحی شمالی، بخش‌هایی از مرکز و برخی مناطق جنوبی حوضه بیشترین خطر وقوع &amp;amp;rlm;سیلاب را دارند. ارزیابی پارامترها نشان داد عواملی مانند شیب کم، تراکم بالای جریان، &amp;amp;rlm;خاک‌های رسی کم‌نفوذ، دامنه‌های مقعر، کاربری شهری و سنگ‌های آذرین سخت در افزایش &amp;amp;rlm;رواناب و سیلاب مؤثرند. تحلیل شاخص‌های طیفی نیز نشان داد شاخص &amp;amp;rlm;LSM&amp;amp;rlm; با مدل &amp;amp;rlm;MFFPI&amp;amp;rlm; ارتباط مثبت و معناداری دارد و می‌تواند به‌طور مؤثر در شناسایی نواحی سیل‌خیز &amp;amp;rlm;به کار رود. مقدار &amp;amp;rlm;AUC&amp;amp;rlm; برای دو سیلاب بررسی‌شده به‌ترتیب 73/0 و 72/0 به‌دست آمد که &amp;amp;rlm;بیانگر عملکرد قابل‌قبول مدل در پیش‌بینی خطر سیلاب است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پاسخ تنوع میکروبی به تغییرات خصوصیت‌‌های فیزیکی و شیمیایی خاک ناشی از فرسایش آبی در حوضه آبخیز دهبکری، استان کرمان</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9226.html</link>
      <description>نبود اطلاعات کافی در زمینه تأثیر فرسایش بر عملکرد خاک و جوامع میکروبی موجود در آن مانع بزرگی در ارزیابی &amp;amp;rlm;تأثیر واقعی فرسایش بر خدمات اکوسیستم‌های طبیعی و احیاء محیط‌های فرسوده می‌‌باشد. در این مطالعه رابطه تنوع میکروبی و تغییرات &amp;amp;rlm;خصوصیت‌‌های فیزیکی و شیمیایی خاک ناشی از فرسایش آبی در اراضی مرتعی - جنگلی گوور استان کرمان بررسی شد. نمونه‌برداری &amp;amp;rlm;خاک (عمق ۰-۳۰ سانتی‌متر) برپایه آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با استفاده از دو ترانسکت در چهار وضعیت &amp;amp;rlm;شامل بدون فرسایش، فرسایش کم، فرسایش متوسط و شدید در سه پلات‌ انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل واحدکاری (۲ واحد)، جهت شیب ( ۲ جهت) و درجه فرسایش (۴ درجه) بودند. پارامترهای فیزیکی و شیمیایی خاک شامل وزن مخصوص ظاهری، محتوی رطوبت خاک، اسیدیته، کربن و نیتروژن آلی محلول، نیتروژن و &amp;amp;rlm;فسفر کل، آمونیوم (&amp;amp;rlm;NH4+&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;)، نیترات (&amp;amp;rlm;NO3-&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;)، فسفر و پتاسیم قابل‌‌دسترس،‌ کربن و نیتروژن کل برای ارزیابی عملکرد کلی خاک &amp;amp;rlm;اندازه‌گیری شد. شاخص‌های زیستی خاک شامل فعالیت آنزیمی خاک، کربن و نیتروژن زیتوده میکروبی، جمعیت میکروارگانیسم‌ها، &amp;amp;rlm;سهم میکروبی خاک و تنفس میکروبی پایه اندازه‌گیری گردید. نتایج تجزیه واریانس داده‌ها حاکی از تفاوت معنی‌دار اکثر خصوصیت‌‌های‌‌ فیزیکی و شیمیایی و زیستی خاک بود. با افزایش &amp;amp;rlm;شدت فرسایش خاک تنها در اسیدیته خاک، کربن آلی محلول، نیترات و آمونیوم تفاوت معنی‌دار مشاهده نشد (&amp;amp;rlm;p&amp;amp;gt;0.01&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;).&amp;amp;rlm;&amp;amp;lrm; &amp;amp;lrm;فرسایش خاک &amp;amp;rlm;باعث تغییرات آماری معنی‌‌دار در خصوصیت‌‌های خاک و کاهش خصوصیت‌‌های چند عملکردی خاک شد (&amp;amp;rlm;p&amp;amp;gt;0.01&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;). بیشترین محتوی رطوبت خاک، &amp;amp;rlm;نیتروژن آلی، کربن آلی، فسفر کل، پتاسیم قابل‌‌دسترس و آمونیوم مربوط به پلات‌های بدون فرسایش بود و با افزایش درجه فرسایش &amp;amp;rlm;مقادیر این پارامترها کاهش معنی‌دار را نشان داد (&amp;amp;rlm;p&amp;amp;lt;0.01&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;). فرسایش خاک اثر معنی‌داری در نیتروژن آلی محلول خاک داشت (&amp;amp;rlm;p&amp;amp;gt;0.01&amp;amp;lrm;&amp;amp;rlm;)، &amp;amp;rlm;به‌‌طوری‌‌که بیشترین میزان نیتروژن آلی محلول در پلات‌های بدون فرسایش اندازه‌گیری شد و کمترین مقدار مربوط به پلات‌های با فرسایش &amp;amp;rlm;شدید بود. نتایج ﻧﺸـﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﻛـﻪ ﻣﻘـﺪﺍﺭ ﺗﻤـﺎﻡ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﻱ ﺯﻳﺴﺘﻲ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻱ‌‌ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺧﺎﻙ‌های با درجه فرسایش شدید به‌طور معنی‌&amp;amp;rlm;داری کمتر ﺍﺯ ﺧـﺎﻙ‌های بدون فرسایش و فرسایش کم بود. به‌طورکلی، تغییرات در ویژگی‌های میکروبیوتای خاک به شدت با تغییرات ناشی از فرسایش در چند خصوصیت- &amp;amp;rlm;فیزیکی و شیمیایی خاک مرتبط بود. این نتایج با هم نشان می‌دهد که فرسایش خاک تأثیر منفی قابل‌‌توجهی بر ویژگی‌های میکروبی و &amp;amp;rlm;عملکردی خاک دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات اجتماعی–محیط‌‌زیستی ایستگاه پردازش پسماند تر با بهره‌گیری از ماتریس‌‌های بازنمایی سیمپسون و ارزیابی سریع</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9487.html</link>
      <description>مدیریت پسماند ناشی از فعالیت‌های انسانی و آثار اجتماعی-محیط‌زیستی آن، چالشی بوده که در سال‌های اخیر در سراسر جهان موردتوجه قرار گرفته است. یکی از گزینه‌های پردازش پسماند تر، تولید کمپوست از آن‌‌ها بوده که دارای پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی، محیط‌‌زیستی و اجتماعی بوده است. هدف از این مطالعه تأثیرات اجتماعی و محیط‌زیستی ایستگاه کمپوست پهنه جهاد در منطقه 19 شهرداری تهران و اقدامات اصلاحی جهت تعدیل اثرات منفی آن با استفاده از از ماتریس ارزیابی اثرات سریع به همراه روش بازنمایی اثرات سیمپسون بوده است. به‌منظور جمع‌آوری اطلاعات، از ابزار مصاحبه، مطالعه اسنادی و بازدیدهای میدانی بهره گرفته شد. سپس اثرات اجتماعی و محیط‌‌زیستی شناسایی‌شده با روش ماتریس بازنمایی سیمپسون به‌صورت کیفی و با روش ماتریسی ارزیابی سریع به‌صورت کمی بررسی شدند. نتایج ارزیابی دسته‌بندی‌ها در اجزای فیزیکی-شیمیایی 293-، اجتماعی-فرهنگی 181، بیولوژیکی-اکولوژیکی 24- و اقتصادی و عملیاتی 200+ به‌‌دست آمد. در بین دسته‌بندی تأثیرات ماتریس، مثبت‌ترین پیامدها، تأثیرات اقتصادی-عملیاتی و منفی‌ترین و مخرب‌ترین پیامدها، تأثیرات فیزیکی-شیمیایی بودند. بر اساس ماتریس ارزیابی سریع، امتیاز کلی ایستگاه 298- به‌‌دست آمد. بر اساس نتایج ماتریس RIAM و دامنه‌یابی، تأثیرات منفی ایستگاه بر تأثیرات مثبت آن غالب است. به این معنی که وجود ایستگاه موردمطالعه با شرایط فعلی، دارای تأثیرات مخربی بر محیط‌زیست و اجتماع محلی بوده است. ایستگاه کمپوست به لحاظ محیط‌زیستی پایدار نبوده و در نهایت به مشکلات اجتماعی نیز خواهد انجامید. از این‌‌رو، ادامه فعالیت ایستگاه موردمطالعه از نظر اجتماعی و محیط-زیستی غیرقابل‌قبول بوده و در آینده‌ای نه‌چندان دور آسیب‌های محیط‌زیستی و اجتماعی مخربی در پی خواهد داشت. تغییر فرآیند تولید پسماند به فرایند هوادهی فعال با تعبیه فیلتر برای کاهش بیشتر بوی نامطبوع و انتقال ایستگاه از نقطه کنونی به نقطه‌ای مناسب و با فاصله از مناطق مسکونی و کشاورزی پیشنهاد می‌‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ارزیابی حساسیت به سیل با استفاده از جنگل تصادفی و شبکه عصبی مصنوعی: مطالعه موردی استان ایلام</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9517.html</link>
      <description>سیل یکی از مخاطرات طبیعی فاجعه بار در سراسر جهان است که به راحتی می‌تواند اثرات مخربی بر جان و دارایی انسان‌ها داشته باشد. رویدادهای مکرر این خطر، توسعه نقشه‌های دقیق خطر سیل را برای اطلاع‌رسانی بهتر و آمادگی در برابر بلایا و کاهش آن ضروری می‌سازد. کار تحقیقاتی پیشنهادی جهت تجزیه و تحلیل ارزیابی حساسیت سیل در یک محیط کوهستانی است بنابراین، این مطالعه با هدف بکارگیری مدل‌های یادگیری ماشین (MLM) و تکنیک‌های سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS) برای پیش‌بینی مناطق خطر سیل در استان ایلام است. دو الگوریتم ML برای نقشه‌برداری حساسیت سیل استان ایلام استفاده شد: جنگل‌های تصادفی (RF) و شبکه عصبی مصنوعی (ANN). شانزده پارامتر پیوسته و متغیرهای طبقه بندی شده مختلف را برای ارزیابی همبستگی بین این متغیرها و حوادث سیل در منطقه مورد مطالعه شناسایی و به عنوان ورودی برای اجرای دو مدل استفاده شدند. در مجموع 1042 نقطه سیل و غیرسیل تصادفی انتخاب شدند که 70% و 30% به عنوان مجموعه داده‌های آموزشی و اعتبار سنجی استفاده شدند. همچنین نتایج نرخ خطای الگوریتم‌های پیشنهادی در نظر گرفته شد، به وضوح نشان داد که در مدل RF ، MAE که برابر با 0889/0و RMSE برابر با 1872/0 دارای کمترین مقدار،&amp;amp;nbsp; R2&amp;amp;nbsp; که برابر 8423/0بیشترین مقدار که در مقایسه با مدلANN عملکرد بهتری داشت. ارزش تحقیق در این واقعیت نهفته است که مدل‌های پیشنهادی می‌تواند برای ارزیابی بلایای طبیعی مانند زلزله، رانش زمین و غیره نیز مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، این کار کمک قابل توجهی به تلاش‌ برای کاهش خطر بلایای طبیعی می‌کند. بنابراین، این امر به افزایش پایداری محیطی کمک خواهد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر فرین‌‌های دما و بارش بر روند تغییرات روزهای همراه با گرد و خاک در جنوب‌‌شرق ایران</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9071.html</link>
      <description>در این مطالعه اثر مقادیر فرین دما و بارش بر روند تغییرات روزهای همراه با گرد و خاک در جنوب شرق ایران بررسی شد. از داده‌‌های روزانه دما و بارندگی ایستگاه‌‌های منطقه مورد مطالعه در یک بازه زمانی 21 ساله از سال 2000 تا 2020 برای محاسبه نمایه‌‌های فرین استفاده شد. محاسبات در محیط&amp;amp;nbsp; نرم افزار RclimDex&amp;amp;nbsp; انجام شد. از روش شبکه عصبی پرسپترون چندلایه برای بررسی تاثیر اهمیت فرین‌‌های دما و بارش بر روی روند تغییرات روزهای همراه با گرد و خاک در جنوب شرق ایران استفاده شد. همچنین از آزمون من-کندال و رگرسیون خطی برای بررسی روند تغییرات متغیرهای مورد مطالعه استفاده شد. نتایج نشان داد روند تغییرات روزهای همراه با گرد و خاک در ایستگاه‌‌های رودان، سراوان، ایرانشهر، زابل، بندرعباس، بم و خاش نزولی و معنادار بود. همچنین ایستگاه‌‌های زابل و بندرعباس به ترتیب با میانگین سالانه 171 و 93 روز طی دوره زمانی مورد مطالعه بیشترین روزهای همراه با گرد و خاک را ثبت کرده‌‌اند. نتایج مدل شبکه عصبی پرسپترون نشان داد نمایه‌‌های&amp;amp;nbsp; فرین بارش CDD،R10&amp;amp;nbsp; و R20 و نمایه‌‌های فرین دما SU25، DTR و TXn بیشترین همبستگی را با روند تغییرات طوفان‌‌های گرد و خاک در منطقه مورد مطالعه دارد. مناطق گرم و خشک مانند جنوب شرق ایران به دلیل تغییرات اقلیمی و مدیریت ناپایدار در معرض تهدید فرسایش بادی و در نتیجه وقوع طوفان‌‌های گرد و خاک قرار دارد. درک تأثیر تغییرات اقلیمی برای طراحی گزینه های سازگاری با تغییرات اقلیمی و کنترل طوفان‌‌های گرد و خاک مهم است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه بندی خطر سیل در حوضه آبریز کشکانرود با استفاده از مدل ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی فازی، تاپسیس و روش وزن‌‌دهی همپوشانی</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9359.html</link>
      <description>سیلاب به‌عنوان یکی از مخرب‌ترین مخاطرات طبیعی، سالانه خسارات گسترده‌ای در جهان به‌ویژه در مناطق کوهستانی ایران مانند حوضه آبریز کشکان‌رود به بار می‌آورد. این پژوهش با هدف پهنه‌بندی خطر سیل در حوضه آبریز کشکان‌رود، با استفاده از مدل‌های ترکیبی تحلیل سلسله مراتبی فازی‌‌، تاپسیس ‌در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی انجام شده است. معیارهای متعددی شامل ارتفاع، شیب، بارندگی، فاصله از رودخانه، شاخص رطوبت توپوگرافی، کاربری اراضی، نوع خاک، شاخص پوشش گیاهی نرمال‌شده‌ ‌و نرخ فرسایش مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که مناطق پل‌دختر، خرم‌آباد، شیراوند و بخش‌هایی از کوهدشت به دلیل شرایط توپوگرافی، هیدرولوژیکی و پوشش زمین، در معرض بیشترین خطر سیل قرار دارند، در حالی که نواحی شمالی مانند الشتر کم‌خطر هستند. این یافته‌ها با داده‌های تاریخی سیل 1398‌ (دبی 7000 مترمکعب بر ثانیه و خسارات 26 میلیون دلاری) هم‌خوانی دارد. روش وزن‌دهی همپوشانی با ضریب همبستگی 92/0، دقیق‌ترین مدل بود و 2/8% از مساحت حوضه را در محدوده خطر بسیار بالا و 1/28% را در محدوده خطر بالا طبقه‌بندی کرد. روش‌های تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی فازی‌‌ نیز به ترتیب با ضرایب همبستگی 89/0 و 87/0، نتایج مشابهی ارائه دادند. این مطالعه با ارائه نقشه‌های خطر سیل و پیشنهاد اقداماتی نظیر طراحی سیستم‌های زهکشی، احیای پوشش گیاهی و مدیریت توسعه شهری، مبنایی علمی برای کاهش خسارات سیل در حوضه آبریز کشکان‌رود فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاثیر فعالیت‌‌های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9582.html</link>
      <description>ریگزارها به‌‌مجموعه‌‌ای از تپه‌‌های ماسه‌‌ای اطلاق می‌‌شود که در شکل و اندازه‌‌های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن‌‌ها است که به‌‌عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت‌‌های انسانی محسوب می‌‌شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن‌‌ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش‌‌های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره‌‌ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به‌‌عنوان مهم‌‌ترین داده‌‌های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم‌‌افزارهای ArcGIS و WRplot‌‌، مهم‌‌ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه‌‌های ماسه‌‌ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت‌‌های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه‌‌های ماسه‌‌ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه‌‌های ماسه‌‌ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال‌‌های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه‌‌های ماسه‌‌ای توسط فعالیت‌‌های انسانی ثبیت شده است، دارای کم‌‌ترین میزان حرکت بوده‌‌اند اما تپه-های ماسه‌‌ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش‌‌گیاهی کم‌‌تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش‌‌تری بوده‌‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوهای همدیدی ایجاد کننده طوفان‌های تندری و انطباق زمانی آن‌ها با لکه‌های خورشیدی در سه چرخه اقلیمی اخیر(۲۰۱۸-۱۹۸۶) در جنوب غرب</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9590.html</link>
      <description>طوفان‌های تندری با ویژگی‌های دینامیکی و ترمودینامیکی خود، علاوه بر تأمین منابع آبی، می‌توانند خسارات زیربنایی و انسانی قابل‌توجهی ایجاد کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوهای همدیدی مؤثر بر طوفان‌های تندری جنوب‌غرب ایران، که همرفت سازوکار غالب بارش‌های آن است، انجام شده است. با توجه به همزمانی دوره آماری مورد بررسی با سه چرخه خورشیدی اخیر، تلاش شده است تا تغییرات فراوانی وقوع طوفان‌های تندری در مراحل مختلف هر چرخه و همچنین تفاوت‌های آن از یک چرخه به چرخه دیگر، مورد دقت قرار بگیرد. در این راستا ، فراوانی طوفان‌های تندری در سه چرخه اخیر خورشیدی و ارتباط آن با لکه‌های خورشیدی بررسی و ۱۷۸ رخداد با روش‌های تحلیل عاملی و تحلیل کیفی نقشه‌های همدیدی تحلیل شد. نتایج نشان داد که فراوانی طوفان‌های تندری در طول چرخه‌های خورشیدی دستخوش نوسانات معنادار بوده و این تغییرات به‌ویژه در سال‌های متناظر با اوج فعالیت لکه‌های خورشیدی بارزتر است. به‌طور خاص، در سال 1990 با وجود ثبت 2296 لکه خورشیدی، تعداد رخدادهای طوفان تندری به 24 مورد کاهش یافت. در این دوره‌ها، سامانه‌های ترکیبی سودانی&amp;amp;ndash;مدیترانه‌ای بیشترین نقش را در شکل‌گیری طوفان‌ها داشته‌اند، در حالی‌که سامانه‌های سودانی، مدیترانه‌ای و جریانات مونسونی به‌طور مستقل نقش محدود‌تری داشته‌اند. در الگوی ترکیبی سودان &amp;amp;ndash; مدیترانه بدلیل ادغام زبانه‌های دو سامانه واچرخندی آفریقا و مهاجر، کم‌فشار سودانی جابجایی شرق‌سو تر داشته و بر خلاف الگوی کلی که از سمت غرب شبه جزیره عربستان حرکت می کند. در این الگو پس از عبور از بخش‌های جنوبی دریای سرخ در محدوده تنگه باب‌المندب وارد شبه‌جزیره عربستان می‌شود. وقتی هسته مرکزی کم‌فشار در محدوده‌ای بین ریاض و جنوب خلیج فارس قرار دارد طوفان‌های تندری بدلیل فرارفت رطوبتی فراوان از دریاهای جنوبی تشدید می‌شوند. در ترازهای میانی وردسپهر ناوه مدیترانه‌ای ضمن گسترش جنوب سوی قابل توجه، مرکز کم ارتفاع بریده با جابجایی جنوب سوی شدید در جنوب عراق استقرار پیدا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تغییرات فراوانی دماهای بیشینه در ایران</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9221.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، شدت و فراوانی گرماهای فرین، شامل روزهای گرم، شب‌های گرم و موج‌های گرما، و سرماهای فرین، شامل روزهای سرد و شب‌های سرد، افزایش یافته است. بنابراین بررسی ابعاد تغییر اقلیم در ایران از منظر تغییرات فراوانی دما حائز اهمیت است. در این پژوهش، تغییرات فراوانی دماهای بیشینه در ایران با استفاده از داده‌های دمای روزانه پایگاه (Era5) برای دوره زمانی 11/10/1357 تا 10/10/1402 به کمک عملیات‌های برنامه نویسی در محیط پایتون مورد بررسی قرار گرفت. پس از سال 1377، توزیع فراوانی دمای بیشینه به سمت مقادیر بالاتر جا‌به‌جا شده و تمایز فصلی دما کاهش یافته است، که این امر موجب تغییر توزیع دما از حالت دونمایی به تک‌نمایی و افزایش چولگی به چپ در توزیع دما شده است. فراوانی دمای 37 درجه سلسیوس بیش‌ترین افزایش (5/0 درصد) و دمای 1 درجه سلسیوس بیش‌ترین کاهش (بیش از 3/0 درصد) را نشان داده است. این تغییرات می‌تواند ناشی از عوامل محلی مانند شهرسازی و بیابان‌زایی یا عوامل کلان‌تری نظیر پدیده‌های اقلیمی جهانی مانند رخداد نیرومند النینیو باشد. بررسی ستبرای لایه 850-500 هکتوپاسکال نشان می‌دهد که جهش دمای بیشینه ایران در سال 1377 نه تنها یک پدیده محلی، بلکه یک تغییر اقلیمی جهانی است که توانسته تعادل اقلیمی پیشین را بر هم زده و وارد یک تعادل جدید کند. این تغییرات به وضوح نشان‌دهنده تأثیرات گسترده و پیوسته گرمایش جهانی بر اقلیم ایران و فراتر از آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدیریت پایدار فضاهای درمعرض خطر سیلاب با تمرکز بر پیامدها و خسارات ناشی از سیلاب رودخانه پیربازار</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9460.html</link>
      <description>گسترش سکونتگاه‌ها در حاشیه رودخانه‌ها و مسیل‌ها و دخالت‌های انسانی در حوضه‌های آبریز موجب برهم‌زدن تعادل طبیعی، از بین‌رفتن پوشش گیاهی، فشردگی خاک و تغییر در نیمرخ آبراهه‌ها شده و در نهایت آسیب‌پذیری در برابر سیلاب‌های ناگهانی را افزایش داده است. تشدید خشکسالی‌های اخیر نیز سبب شده تا خطر بارش‌های شدید در ذهن جامعه کم‌رنگ شود و در نتیجه با رشد ساخت‌وسازهای غیرمجاز در بستر و حریم رودخانه‌ها، تعادل اکوسیستم‌های آبی بیش‌ازپیش برهم بخورد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش‌های مدیریت پایدار سیلاب و ارائه راهکارهایی برای کاهش خطر و ایمن‌سازی سکونتگاه‌ها انجام شده است. جامعه آماری شامل ۱۴۱۸ روستای در معرض خطر سیلاب در سطح کشور است که داده‌های آن از طریق گزارش‌های بازدید میدانی گردآوری شد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها چک‌لیست‌های میدانی و اسناد سازمانی بوده و برای سنجش پایایی کدگذاری‌ها از ضریب کوهن استفاده شد. یافته‌ها نشان داد مهم‌ترین چالش‌ها در ارتباط با سیلاب شامل ضرورت ساماندهی و لایروبی رودخانه‌ها و مسیل‌ها، رعایت بستر و حریم رودخانه‌ها و اجرای طرح‌های آبخیزداری است. در ادامه، رخداد سیلاب بهمن ۱۴۰۳ در رودخانه پیر بازار به‌عنوان مطالعه موردی بررسی شد. نتایج نشان داد تجاوز به حریم رودخانه، انباشت رسوبات و پایین‌بودن ارتفاع ساخت‌وسازها نسبت به بستر اصلی از عوامل اصلی خسارات بوده‌اند. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش بیانگر آن است که آزادسازی بستر رودخانه‌ها، لایروبی منظم، ساماندهی مسیل‌ها و بهره‌گیری از دانش بومی در طراحی سکونتگاه‌ها می‌تواند به‌طور مؤثری در کاهش خسارات و ارتقای تاب‌آوری جوامع محلی در برابر سیلاب نقش‌آفرین باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند گسترش ماسه های روان با بهره گیری از شاخص های طیفی NDSI، NDSDI، BSI، CI، GSI، NDSLI و ASI در بازه زمانی 2013 تا 2024 (منطقه مورد مطالعه: منطقه رستم آباد ریگان استان کرمان)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9580.html</link>
      <description>ماسه های روان بخش های وسیعی را در منطقه&amp;amp;nbsp; رستم آباد استان کرمان پوشش داده و سکونتگاه های انسانی را تهدید می کند. لذا در این تحقیق با بهره گیری از شاخص های طیفی به بررسی روند گسترش ماسهماسه های روان در این منطقه پرداخته شده است. به این منظور از شاخص های طیفی تفاوت نرمال شده ماسهماسه (NDSI)، تفاوت نرمال شده تپه های ماسه ای (NDSDI)، شاخص خاک بایر (BSI)، شاخص پوسته (CI)، شاخص تفاوت نرمال شده خاک (NDSLI) و شاخص اندازه ذرات (GSI) استفاده شده و با تجمیع و میانگین گیری از این شاخص ها، شاخص ماسه ای کل (ASI) ارائه گردید. روند فوق برای دوره زمانی 2013 تا 2024 انجام شده و مقادیر حاصله بر اساس روش طبقه بندی Jenks به چهار گروه تپه های ماسه ای فعال، نیمه فعال، ثابت و نیمه ثابت تقسیم شد. نتایج نشان می دهد که در سال 2024 و در شاخص ASI حدود 2/179 کیلومتر مربع اختصاص به نواحی فعال داشته است. در بازه زمانی 11 ساله وسعت این نواحی 5/9 درصد کاهش یافته است. در مقابل مشاهده می شود که مناطق تثبیت شده در این بازه زمانی با 8/27 درصد افزایش مواجه گردیده است. با این حال بیشترین پهنه در این منطقه با وسعتی معادل 4/259 اختصاص به پهنه های نیمه فعال داشته است. در تحلیل همبستگی پیرسون نیز مشاهده شده که بیشترین میزان همبستگی بین شاخص های ASI و NDSI به میزان 98/0 و سطح معنی داری 〖10〗^(-250)&amp;amp;gt;P و شاخص های CI و ASI به میزان 97/0&amp;amp;nbsp; و سطح معنی داری 〖10〗^(-300)&amp;amp;gt;P به دست آمد که نشان دهنده سطح معنی داری بالایی است. برای محاسبه ضرایب همبستگی از 1480 نمونه استفاده شد. نتایج نشان داد که بر اساس نقشه ASI بخش های جنوبی روستای رستم آباد در محدوده نواحی فعال قرار داشته و سکونتگاه ها از این امر متاثر شده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کمی‌سازی عدم قطعیت در پیش‌بینی سیلاب‌های حدی: تحلیل ژئومورفیک پارامترهای آماری در حوضه‌های خشک (مطالعه موردی حوضه رودخانه قره‌آغاج)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9386.html</link>
      <description>حوضه قره‌آغاج به عنوان یکی از مهم‌ترین حوضه‌های آبریز استان فارس، طی دهه‌های اخیر شاهد وقوع سیلاب‌های مخرب متعددی بوده که خسارات گسترده‌ای به زیرساخت‌های منطقه وارد کرده است. مطالعه حاضر با هدف ارائه تحلیلی جامع از رفتار سیلابی حوضه قره‌آغاج انجام شده است. این پژوهش با به‌کارگیری رویکردی ترکیبی، چهار توزیع آماری گامبل نوع ۱، توزیع مقادیر حدی تعمیم‌یافته (GEV)، توزیع پارتو تعمیم‌یافته (GPD) و لوگ‌نرمال را مورد بررسی قرار داده است. پارامترهای توزیع‌ها با سه روش گشتاورها (MOM)، گشتاورهای خطی (L-moments) و حداکثر درست‌نمایی (MLE) برازش داده شدند. ارزیابی کیفیت برازش با معیارهای مختلفی شامل آزمون کولموگروف-اسمیرنوف، معیار اطلاعات آکائیکه (AIC) و ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE) انجام گرفت. یافته‌های کلیدی نشان‌دهنده برتری واضح توزیعGEV&amp;amp;nbsp; در مدل‌سازی سیلاب‌های این حوضه است. توزیع GEV با کمترین مقدار آزمون کولموگروف-اسمیرنوف (058/0) و پایین‌ترین معیار اطلاعات آکائیکه (5/234)، بهترین برازش را با داده‌های مشاهداتی نشان می‌دهد. همچنین، این توزیع با خطای RMSE&amp;amp;nbsp; برابر 3/112 مترمکعب بر ثانیه و اریبی مثبت 1/2 درصد، دقیق‌ترین پیش‌بینی‌ها را ارائه کرده است. این نتیجه حاکی از وجود رفتار دم‌سنگین در توزیع فراوانی سیلاب‌های حوضه مورد مطالعه است که عمدتاً ناشی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ژئومورفولوژیک از جمله شیب تند (میانگین 5/12 درصد)، تراکم بالای زهکشی (8/1 km/km&amp;amp;sup2;) و وجود سازندهای کارستی (حدود 60 درصد مساحت حوضه) می‌باشد. این تحلیل‌ها تأکید می‌کنند که در حوضه‌های خشک با ویژگی‌های هیدرولوژیک پیچیده مانند قره‌آغاج، استفاده از توزیع‌های پیشرفته مانند GEV ضروری است و می‌تواند از خطاهای محاسباتی تا ۲۰ درصد جلوگیری کند. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نمی‌توان از یک توزیع ثابت برای تمام حوضه‌های خشک استفاده کرد و باید ویژگی‌های خاص هر حوضه را در نظر گرفت. یافته‌های این مطالعه می‌تواند مبنای علمی برای به‌روزرسانی استانداردهای مدیریت سیلاب در مناطق مشابه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تأثیر قرق به‌عنوان راهکار کاهش مخاطرات فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در مراتع دشت سربیشه، خراسان جنوبی</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9336.html</link>
      <description>این مطالعه با هدف بررسی تأثیر قرق و چرای دام بر ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در سه عمق (۰&amp;amp;ndash;۱۵، ۱۵&amp;amp;ndash;۳۰ و ۳۰&amp;amp;ndash;۴۵ سانتی‌متر) در مراتع دشت سربیشه، واقع در استان خراسان جنوبی انجام شد. منطقه مورد مطالعه دارای اقلیم خشک با میانگین بارندگی سالانه حدود ۱۷۰ میلی‌متر و پوشش گیاهی غالب از نوع بوته‌ای است. نمونه‌برداری از دو منطقه قرق و چرا شده به‌صورت سیستماتیک انجام گرفت و ویژگی‌های فیزیکی (بافت، چگالی ظاهری، تخلخل، میانگین قطر ذرات)، شیمیایی (کربن آلی، ماده آلی، نیتروژن کل، فسفر، پتاسیم، pH، هدایت الکتریکی، آهک، رطوبت) و زیستی (کربن و نیتروژن زی‌توده میکروبی، تنفس پایه، تنفس برانگیخته، سهم میکروبی خاک) در نمونه‌ها اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که منطقه و عمق خاک اثر معنی‌داری (در سطح ۱ درصد) بر اکثر ویژگی‌ها دارند. در منطقه قرق، مقادیر کربن آلی، نیتروژن کل، فسفر و شاخص‌های زیستی در لایه سطحی بیشتر بود که در اعماق پایین‌تر و منطقه چرای دام کاهش یافتند. شاخص‌های میکروبی در منطقه قرق با سایر ویژگی‌های خاک همبستگی مثبت و معناداری نشان دادند. به‌طور کلی، قرق با بهبود ساختار، حاصلخیزی و فعالیت زیستی خاک، موجب ارتقاء عملکرد اکوسیستم مرتعی می‌شود و می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر و کم‌هزینه در مدیریت پایدار مراتع خشک و نیمه‌خشک مدنظر قرار گیرد. با این حال، شرایط اقلیمی خاص، تعداد محدود نمونه‌ها و تنوع کم پوشش گیاهی از محدودیت‌های این پژوهش محسوب می‌شوند. ازاین‌رو، انجام مطالعات تکمیلی در مناطق با شرایط اکولوژیکی متنوع‌تر توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده نگاری مسأله آب با روش سناریوپردازی در سکونتگاه های انسانی دشت نیمبلوک با تمرکز بر کارخانه فولاد</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9644.html</link>
      <description>بحران آب در مناطق نیمه‌خشک مانند خراسان جنوبی، با خشکسالی و افت آبخوان‌ها تشدید شده است. احداث کارخانه فولاد قائنات در دشت نیمبلوک، با مصرف بالای آب و پیامدهای زیست‌محیطی، آینده منابع آبی و سکونتگاه‌های انسانی منطقه را تهدید می‌کند. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای مدیریتی هوشمند، به آینده‌نگاری مسئله آب با تمرکز بر تأثیرات کارخانه فولاد می‌پردازد. مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی با هدف کاربردی است و داده‌ها از روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) گردآوری شدند. جامعه آماری شامل ۱۱ متخصص برنامه‌ریزی منطقه‌ای و آب بود که با نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ۳۶ متغیر مؤثر بر منابع آب شناسایی و با تحلیل ساختاری در نرم‌افزار MicMac، پیشران‌های کلیدی تعیین شدند. سپس، با پرسشنامه‌ای برای بررسی تأثیر پیشران‌ها در سناریوهای محتمل، داده‌ها با روش سناریوپردازی و نرم‌افزار Scenario Wizard تحلیل گردیدند. نتایج نشان داد که کیفیت آب شرب شهری، کیفیت آبرسانی، تمایل به مهاجرت، دسترسی به آب، و استفاده از فاضلاب شهری قاین، پیشران‌های کلیدی هستند. تحلیل سناریوها حاکی از غلبه سناریوهای نامطلوب (۷۵ درصد) است که ضرورت مدیریت بهینه منابع آب و کاهش تنش‌های صنعتی را نشان می‌دهد. این پژوهش با پیش‌بینی ساختار مصرف آب در دشت نیمبلوک، چارچوبی برای سیاست‌گذاری کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت ارائه می‌دهد تا توسعه پایدار و مدیریت منابع آب محقق شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ظرفیت کاهش ریسک زلزله و تاب‌آوری شهرها در برابر زلزله: مطالعه موردی شهر تبریز</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9708.html</link>
      <description>باتوجه‌به قرارگیری شهر تبریز برروی گسل‌های فعال، بررسی تاب‌آوری این شهر در برابر مخاطره زلزله ضروری به نظر می‌رسد. هدف این پژوهش ارزیابی ظرفیت کاهش ریسک لرزه‌ای و توانمندی این شهر در تاب‌آوری در برابر زلزله با استفاده از کارت امتیازدهی تاب‌آوری شهری در برابر بلایا است که با چارچوب سندای همسو است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی بوده و به صورت کیفی انجام شده است. در این پژوهش از تحلیل درونمایه برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه با خبرگان و نیز تحلیل اسناد و منابع علمی گردآوری شده است. در این ارزیابی، ده اصل و 47 شاخص مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که تبریز از نظر تاب‌آوری لرزه‌ای امتیاز پایینی دارد و این موضوع نشانگر کمبودهایی در ساختارهای سازمانی، تخصیص ناکافی بودجه، کمبود نیروی انسانی متخصص، نبود مدیریت شهری یکپارچه، آگاهی ناکافی عمومی درباره خطرات زلزله، و ضعف در جمع‌آوری و اعتبارسنجی داده‌ها توسط سازمان‌های مرتبط است که با جزئیات کامل در متن مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر این، مسائلی نظیر نیاز به طبقه‌بندی و ارزیابی نقاط ضعف داده‌ها، ایجاد پایگاه اطلاعات جامع، و ضرورت به‌روزرسانی و به‌اشتراک‌گذاری این اطلاعات، همراه با توسعه برنامه‌های مدیریت بحران یکپارچه برای کاهش اثرات، پاسخ‌گویی و بازیابی نیز مورد تاکید قرار گرفته‌اند. نتایج ارزیابی اولیه ریسک زلزله برای تبریز نشان داده که این شهر در زمینه تاب‌آوری امتیاز پایین ۴۵ از ۱۴۱ (حدود ۳۲%) را کسب کرده است. از ۴۷ شاخص بررسی‌شده، ۱۰ شاخص "هنوز اجرا نشده"، ۲۹ شاخص "تا حدی اجرا شده"، ۵ شاخص "در حال اجرا" و تنها ۳ شاخص "کاملاً مستقر" هستند. مهم‌ترین شکاف‌ها شامل: عدم مدیریت یکپارچه بحران، کمبود بودجه اختصاصی، ضعف در اشتراک‌گذاری داده‌ها، آگاهی عمومی پایین و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تحلیل ویژگی های امواج گرمایی ایران بر پایه شاخص های چندگانه</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9387.html</link>
      <description>امواج گرما یکی از مخاطرات مهم آب‌وهوایی به شمار ‌می‌روند که می‌توانند پیامد‌های جدی برای جوامع انسانی و اکوسیستم‌ها به همراه داشته باشند. روند فزاینده‌ی دمای جهانی، لزوم بررسی دقیق‌تر این پدیده را بیش از پیش نمایان ساخته است. در این پژوهش با استفاده از داده‌های ۳۰ ساله (۱۹۹۵&amp;amp;ndash;۲۰۲۴) دمای بیشینه و کمینه روزانه، آستانه‌های محلی موج گرما بر پایه صدک ۹۰ام و با به‌کارگیری تابع چگالی احتمال تعیین شد. سپس پنج ویژگی موج گرما شامل تعداد رخداد، تعداد روز‌های موج، بزرگی رخداد، اوج دمایی، طولانی‌ترین دوره پیوسته در گستره ایران استخراج گردید. سپس توزیع مکانی هر شاخص به همراه نواحی بحرانی شنایی شدند و روند‌های زمانی با آزمون من&amp;amp;ndash;کندال و روش شیب سنس ارزیابی شد. نتایج نشان داد که علاوه بر گستره‌های کویری و جنوب شرقی(حوضه‌های آبریز کویر لوت، مرکزی، بلوچستان جنوبی، هامون)، نواحی مرتفع زاگرس به‌ویژه در حوضه طشک&amp;amp;ndash;بختگان نیز از نظر &amp;amp;laquo;تعداد رخداد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تعداد روز موج&amp;amp;raquo; در معرض خطر فراوانی قرار دارند. در دشت‌های پست جنوب غرب و جنوب‌شرق (جلگه خوزستان، حوضه آبریزکویر لوت، هامون، بلوچستان) شدت موج گرما براساس اوج دمای بیشینه (کمینه) در برخی سال‌ها بیش از&amp;amp;deg;C ۵۰ (&amp;amp;deg;C ۴۰) بوده است. تحلیل روند‌های زمانی حاکی از افزایش معنادار در تمام ویژگی‌های امواج گرما به ویژه تعداد رخداد‌ها و تعداد روز‌های موج گرما (شیب متوسط حدود ۰.۲۴ رخداد و1.2 روز در سال) در بیشتر نواحی بود. همچنین، سواحل شمال و جنوب (خلیج فارس)کشور تا حدودی از افزایش پایداری موج گرما در روز در امان بوده اما تعداد رخداد موج‌های شبانه روندی افزایشی داشته است. علاوه براین، یافته‌ها نشان داد بالاترین میانگین‌ها در هر ویژگی در بلندمدت مربوط به هشت سال آخر بازه مطالعاتی به ویژه 2024 بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ارتباط خطر جریان‌های واریزه‌‌ای با تغییرات مکانی-زمانی یخچال‌ها، با استفاده از سنجش از دور (مطالعه موردی: یخچال‌‌های سیوله و یخار قله دماوند)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9507.html</link>
      <description>عقب‌نشینی یخچال‌های طبیعی ناشی از گرم شدن کره زمین، حجم یخ را کاهش می‌دهد که منجر به بسیاری از خطرات فاجعه‌بار مرتبط با یخچال‌ها، مانند جریان‌های واریزه‌‌ای و سیل می‌شود. زیرساخت‌‌ها و جوامع در منطقه دماوند در معرض خطرات یخچال‌‌های طبیعی قرار دارند. تغییرات آب و هوا، دینامیک یخبندان و ژئومورفولوژی، ماهیت و فرکانس جریان واریزه‌‌ای را تنظیم می‌‌کنند. برای درک این مفهوم، دو حوضه یخچالی مربوط به قله دماوند، که جریان واریزه‌‌ای و سیل مکرر در آن رخ‌‌ داده است، انتخاب شد. در این مطالعه رابطه بین تغییرات آب و هوا، دینامیک یخبندان و ویژگی‌‌های ژئومورفولوژیکی حوضه، با جریان‌‌های واریزه‌‌ای مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا از شاخص‌‌های SL، HI، NDSI و Mass Balance استفاده شد. با توجه به شاخص‌‌های ژئومورفولوژیکی محاسبه شده، می‌‌توان به لحاظ تکامل ژئومورفولوژیکی، حوضه یخچال یخار را در مرحله بلوغ و حوضه یخچال سیوله را در حال گذار به مرحله اواخر جوانی، در نظر گرفت. پردازش تصاویر ماهواره‌‌ای لندست طی یک دوره 30 ساله نشان از پسروی یخچال‌‌های مذکور با نرخ متوسط 484/0 کیلومتر مربع در سال داشته است. همچنین هر دو یخچال تعادل جرمی منفی با میانگین 03/0 متر معادل آب در سال را تجربه کرده‌‌اند.&amp;amp;nbsp; داده‌های آب و هوایی، افزایش دمای شدید هوا قبل از جریان‌های واریزه‌‌ای و به دنبال آن بارندگی‌های شدیدی را نشان دادند که باعث وقوع چندین جریان واریزه ای در مرداد ماه 1401 شد. پایداری یخچال‌های طبیعی، به ویژه در بخش‌‌های انتهایی آن، به سرعت ذوب، بارندگی، نوسانات دما و تغییرات تعادل جرم بسیار حساس است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثر شدت چرای دام بر ترسیب کربن و نیتروژن خاک و پیامدهای زیست‌محیطی در مراتع سرسارو، خاش</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9418.html</link>
      <description>ترسیب کربن خاک به‌عنوان یکی از مهم‌ترین راهکارهای کاهش گازهای گلخانه‌ای و مقابله با تغییرات اقلیمی اهمیت فزاینده‌ای یافته است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر شدت چرای دام بر ذخیره کربن و نیتروژن خاک در مراتع سرسارو شهرستان خاش، با شرایط اقلیمی خشک و اکولوژیکی خاص، انجام شد. نمونه‌برداری خاک در سه تیمار بدون چرا، چرای سبک و چرای شدید از سه عمق صفر تا ۳۰، ۳۰ تا ۶۰ و ۶۰ تا ۹۰ سانتی‌متر صورت گرفت و پارامترهای اسیدیته، هدایت الکتریکی، جرم مخصوص ظاهری، کربن آلی، نیتروژن کل، ذخیره کربن و ذخیره نیتروژن اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد ذخیره کربن و نیتروژن در منطقه بدون چرا به طور معناداری بالاتر از مناطق تحت چرای سبک و چرای شدید بود به طوری که ذخیره کربن در لایه صفر تا۳۰ سانتیمتر به ترتیب برابر با ۳۵/۱۱، ۷۳/۸ و ۳۴/۵ تن در هکتار و ذخیره نیتروژن به ترتیب ۸۷/۱، ۶۹/۱ و ۰۱/۱ تن در هکتار گزارش شد. چرای شدید بیشترین کاهش ذخایر کربن و نیتروژن را در همه عمق‌ها موجب شده و چرای سبک اثر کمتری داشت. همچنین، جرم مخصوص ظاهری خاک در تمام سایت‌ها با افزایش عمق از ۳۹/۱ به ۶۲/۱ گرم بر سانتی‌متر مکعب افزایش یافت و هدایت الکتریکی در لایه‌های عمیق‌تر، به ویژه در چرای شدید، افزایش معناداری داشت. این تغییرات نشان‌دهنده تأثیر چرای دام بر ساختار و کیفیت خاک است که می‌تواند فعالیت میکروبی و فرآیندهای تثبیت کربن و نیتروژن را کاهش دهد. بنابراین، مدیریت بهینه شدت چرای دام برای حفظ ذخایر کربن و نیتروژن خاک، افزایش حاصلخیزی و پایداری اکوسیستم‌های مرتعی در مناطق خشک، ضروری است. یافته‌ها بر اهمیت کاهش فشار چرای دام و حفظ پوشش گیاهی تأکید می‌کنند تا از تخریب خاک جلوگیری و روند فرسایش مهار شود. این رویکردها بهبود عملکرد زیستی خاک و افزایش مقاومت مراتع در برابر فشارهای اقلیمی را تضمین می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل فضایی کیفیت هوا و آلاینده های محیطی هوای کلانشهر تهران</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9515.html</link>
      <description>کیفیت هوای کلانشهر تهران به‌واسطه‌ی انتشار آلاینده‌ها از وسایل نقلیه، صنایع و فعالیت‌های شهری در وضعیت نامطلوبی قرار دارد. در این پژوهش، داده‌های ۲۰ ایستگاه سنجش آلودگی هوا طی یک دوره ده‌ساله (۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲) همراه با لایه‌های مکانی شامل کاربری اراضی، تراکم جمعیت، بافت فرسوده و شبکه راه‌های اصلی مورد استفاده قرار گرفت. میانگین سالانه پنج آلاینده اصلی (PM₂.₅، PM₁₀، CO، NO₂&amp;amp;nbsp; و SO₂) محاسبه و الگوهای مکانی آن‌ها با روش درونیابی وزنی عکس فاصله (IDW) در محیط GIS ترسیم شد. نتایج نشان داد که آلاینده‌ی PM₂.₅ بیشترین سهم در افت کیفیت هوا را داشته و در ایستگاه‌های مناطق جنوبی و جنوب‌غربی مانند منطقه ۱۹ و شادآباد، میانگین‌های سالانه بالاتر از ۱۰۰ میکروگرم بر مترمکعب ثبت شده است که بسیار بیش از حدود استاندارد سازمان جهانی بهداشت است. به‌طور میانگین، بیش از ۶۵ درصد روزهای سال در ایستگاه‌های مختلف در شرایط &amp;amp;laquo;ناسالم برای گروه‌های حساس&amp;amp;raquo; یا بدتر قرار داشته‌اند. بالاترین مقدار شاخص کیفیت هوا در ایستگاه شریف (میانگین سالانه ۱۰۱.۳) و پایین‌ترین مقدار در ایستگاه اقدسیه (۷۰.۹) مشاهده شد. نتایج نشان می‌دهد که نواحی مرکزی و صنعتی تهران بیشترین ریسک آلودگی را دارند و ترکیب تراکم جمعیت، ترافیک سنگین و بافت‌های فرسوده نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری این الگو داشته است. بر این اساس، کاهش آلودگی نیازمند مدیریت همزمان منابع متحرک، صنایع و بهبود ساختار کالبدی شهر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تهیه نقشه خطر سیل با استفاده از مدل حداکثر آنتروپی در حوضه آبخیز داراب</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9662.html</link>
      <description>سیلاب‌ها از جمله مهم‌ترین مخاطرات طبیعی به شمار می‌آیند که سالانه خسارات جبران‌ناپذیری به جان، مال و محیط‌زیست وارد می‌کنند. حوضه آبخیز داراب در استان فارس، به دلیل شرایط خاص اقلیمی، توپوگرافی و ساختار زمین‌شناسی، به‌عنوان یکی از مناطق در معرض خطر در برابر سیلاب شناخته می‌شود. هدف این تحقیق، پهنه‌بندی مناطق سیل‌خیز با استفاده از مدل‌ حداکثر آنتروپی (مکسنت) و تحلیل عوامل موثر بر سیلاب در حوضه مورد مطالعه است. این یک پژوهش کمی و کاربردی است که از داده‌های میدانی و کتابخانه‌ای استفاده می‌کند و بر مناطق با خطر سیل بالا تمرکز دارد. با بهره‌گیری از تکنیک‌ داده‌کاوی،GIS و تصاویر سنجش از دور برای پهنه‌بندی خطر سیل طبقه‌بندی می‌شوند. عوامل مختلف محیطی و توپوگرافی به عنوان متغیرهای مستقل مورد استفاده شامل ۱۹ پارامترهای محیطی نظیر بارندگی، شیب زمین، نوع خاک، تراکم زهکشی، کاربری اراضی، و شاخص‌های رطوبت و توپوگرافی و غیره بودند. این داده‌ها از منابع معتبری نظیر تصاویر ماهواره‌ای، مدل‌های رقومی ارتفاعی (DEM)، ایستگاه‌های هواشناسی و نقشه‌های زمین‌شناسی جمع‌آوری شدند. پس از پیش‌پردازش داده‌ها، مدل‌ها اجرا و دقت آن‌ها با استفاده از ارزیابی گردید در نهایت، نقشه‌ حساسیت به سیل با استفاده از AUC اعتبارسنجی و پهنه‌ پرخطر شناسایی می‌شوند. تحلیل‌های پهنه‌بندی نشان داد که حدود 20 درصد از حوضه آبخیز داراب در معرض خطر بالا قرار دارد، به‌ویژه در مناطق کم‌ارتفاع با پوشش گیاهی پایین و کاربری اراضی نامناسب است. همچنین مشخص شد که متغیرهایی نظیر بارش، فاصله از آبراهه و ارتفاع بیشترین تأثیر را در وقوع سیلاب دارند. نتایج حاکی از آن است که مدل MaxEnt توانایی قابل قبولی در پیش‌بینی مناطق پرخطر دارد و می‌تواند نقش موثری در مدیریت بحران و برنامه‌ریزی‌های منطقه‌ای ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل اثرگذار بر تاب آوری کشاورزان در برابر بحران کم آبی (مورد مطالعه روستاهای بخش مرکزی شهرستان اردبیل)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9780.html</link>
      <description>بحران آب در ایران، یکی از پیچیده‌ترین و پرچالش‌ترین مسائل است. این موضوع در دهه‌های اخیر، تبدیل به تهدیدی جدی برای امنیت کشاورزی، زیست محیطی و حتی ثبات اجتماعی و اقتصادی شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر تاب‌آوری کشاورزان روستایی در برابر بحران کم آبی در بخش مرکزی شهرستان اردبیل انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 30 روستای با جمعیت بالای 50 خانوار کشاورز است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 366 نفر برآورد گردید، و برای دستیابی به نتایج بهتر به 380 نفر افزایش یافت. جهت تحلیل موضوع از شش عامل و 72 مؤلفه استفاده شد. به منظور تحلیل یافته‌ها از نرم افزار smart PLS 3 استفاده گردید. یافته‌ها نشان داد از 72 مؤلفه، شش مؤلفه با دارا بودن بارهای عاملی کمتر از مقدار تعیین شده (4/0) از مدل حذف شدند. همچنین از بین 66 مؤلفه استاندارد، سه مؤلفه وجود قوانین و مقررات شفاف در زمینه استفاده و حفاظت پایدار از منابع آب، انعطاف‌پذیری برنامه‌های دولت در برابر تغییرات آب و هوایی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای مدیریت کم آبی دارای بالاترین بار عاملی بودند. همچنین یافته‌ها بیانگر این است که ارتباط بین متغیرهای برون‌زا و درون‌زای مدل معنی‌دار است و قدرت مدل در پیش‌بینی نسبتاً قابل قبول است. لذا عامل اقتصادی، بیشترین اثر را در تاب‌آوری کشاورزان روستایی در برابر بحران کم‌آبی دارد. تاب‌آوری در برابر کم‌آبی در بخش مرکزی شهرستان اردبیل یک پدیده تلفیقی است که بدون نگاه چندبعدی و بهره‌گیری همزمان از ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی، زیرساختی، نهادی و فناوری، توان محافظت از معیشت روستاییان به‌طور پایدار فراهم نمی‌شود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که نظام برنامه‌ریزی موجود، هرچند منابع مالی و اعتبارات ارائه می‌دهد، اما به دلیل پراکندگی، کوتاه‌مدت بودن و عدم هم‌راستایی با ویژگی‌های محلی، هنوز تاب‌آوری جامعه روستایی را به صورت مستمر تقویت نکرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی وضعیت مورفوتکتونیک حوضه زنجانرود با استفاده از نسبت‌های طلایی فیبوناچی</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9627.html</link>
      <description>حوضه زنجانرود در شمال باختری ایران دارای موقعیت زمین‌ساختی پویایی است که تحت تأثیر فعالیت‌های نئوتکتونیکی قرار گرفته است. این مطالعه با هدف ارزیابی وضعیت مورفوتکتونیک این حوضه با استفاده از نسبت‌های طلایی فیبوناچی و تحلیل کمّی زیرحوضه‌ها و انواع اراضی انجام شد. ابتدا لایه شیب از مدل رقومی ارتفاع (DEM) استخراج شد و سپس مقادیر شیب بر اساس نسبت‌های فیبوناچی شامل 236/0، 382/0، 618/0، 764/0 و 1 طبقه‌بندی گردید. نتایج نشان داد که بیش از 6/84 % از سطح حوضه در محدوده شیب 7 تا 23 % قرار دارد که بیانگر شرایط عمومی مورفوتکتونیک ضعیف تا متوسط است. با این حال، مناطقی با شیب‌های بالای 764/0 (76 %)، عمدتاً در امتداد گسل سلطانیه و گسل شمالی زنجان مشاهده شدند که می‌توانند نشانه‌هایی از فعالیت‌های نئوتکتونیکی شدید باشند. تحلیل آمار توصیفی زیرحوضه‌های منتخب (آرپاچای، سارمساقلو، ارمغانخانه و سهرین) نشان داد که این مناطق از الگوهای مورفوتکتونیکی مستقل یا شبه‌مستقلی نسبت به حوضه اصلی برخوردارند. زیرحوضه‌های ارمغانخانه و سهرین با داشتن میانگین بالاتر و انحراف معیارهای متفاوت، نشان‌دهنده فعالیت‌های شدیدتر و تفاوت‌های داخلی در الگوی تکتونیکی خود هستند. در مقابل، زیرحوضه‌های سارمساقلو و آرپاچای با وضعیت ضعیف تا متوسط، شباهت بیشتری به حالت عمومی حوضه دارند. همچنین، تحلیل انواع اراضی نشان داد که کوهستان‌ها بیشترین واکنش را به فعالیت‌های نئوتکتونیکی نشان می‌دهند، در حالی که لندفرم‌های مخروط افکنه‌ای، مارنی و چمنی با مقادیر کمتر، ثبات توپوگرافیکی بیشتری دارند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از نسبت‌های طلایی فیبوناچی به همراه تحلیل آماری زیرحوضه‌ها و انواع اراضی می‌تواند به عنوان یک ابزار کمّی مؤثر در شناسایی مناطق تحت تأثیر نئوتکتونیک عمل کند و الگویی علمی برای مطالعات مشابه در مناطق دیگر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاریخچه تنوع زیستی و مخاطرات بوم شناختی آرتمیای ایران (با تاکید بر آرتمیای دریاچه ارومیه)</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9642.html</link>
      <description>دریاچه ارومیه، بزرگترین زیستگاه طبیعی آرتمیا در ایران در شرف نابودی است. حدود 125 سال پیش، رابرت گانتر زیست شناس بریتانیایی آرتمیای دریاچه ارومیه را تحت گونه Artemia urmiana نامگذاری کرد. طبق آخرین چک لیست، ۵۹ مکان در سراسر ایران وجود دارد که آرتمیا در آنها به طور علمی ثبت یا گزارش شده است. هدف از این مطالعه مروری بر مخاطرات بوم‌شناختی آرتمیا در ایران و بررسی تاریخچه این مخاطرات با تاکید بر آرتمیای دریاچه ارومیه می باشد. روش تحقیق بر پایه مطالعات انجام شده توسط نویسندگان مقاله و جستجو در مهمترین سامانه‌های جستجوی منابع در اینترنت استوار می باشد.&amp;amp;nbsp; بر پایه یافته‌های این مطالعه، با ادامه کاهش سطح آب دریاچه ارومیه طی دو دهه گذشته، تراکم تخم از ۳۳۹ تخم در لیتر در سال 1373، به کمتر از ۱ تخم در لیتر بین سال‌های 1386 تا 1390 و 012/0 تخم بر لیتر در مهر ماه 1403 کاهش یافته و هیچگونه ناپلی یا آرتمیای بالغ در دریاچه مشاهده نشده است. بر همین اساس در آخرین چک لیست آرتمیا در سال 2024 میلادی، پیشنهاد شد که گونه‌ Artemia urmiana می بایستی به عنوان یک گونه &amp;amp;laquo;به شدت در معرض خطر&amp;amp;raquo; (Critically Endangered) در &amp;amp;laquo;فهرست قرمز منطقه‌ای&amp;amp;raquo; ایران قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تمام زیستگاه‌های طبیعی آرتمیا به‌ ویژه دریاچه ارومیه از نظر اکولوژیکی در شرایط بحرانی قرار دارند. از طرف دیگر کمبود مطالعه درباره آرتمیاهای بکرزا و وجود Artemia Franciscana مهاجم به عنوان یک گونه غیر بومی از آمریکای شمالی در این زیستگاهها داده های مربوط به تنوع زیستی آرتمیا در ایران را پیچیده‌تر کرده است. فقدان داده‌های جدید و ناهمگونی روش‌شناسی ارزیابی جمعیت آرتمیا به ویژه در دریاچه ارومیه، تجزیه و تحلیل دقیق داده های تنوع زیستی را چالش‌برانگیز کرده است. در کل، لازم است در شیوه مدیریت منابع آب در این زیستگاه‌ها بازنگری اساسی صورت گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی غلظت فلزات سنگین در ماهی شوریده (Otolithes ruber) در اسکله تیس و بندر عباس و ارزیابی ریسک خطر سلامتی برای مصرف کنندگان</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9575.html</link>
      <description>آلودگی اکوسیستم‌های آبی با فلزات سنگین یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های زیست‌محیطی است، زیرا این عناصر از طریق تجمع‌زیستی در بافت آبزیان می‌توانند وارد بدن انسان شوند. این مطالعه غلظت کادمیوم، جیوه، سرب و روی را در بافت‌های کبد و عضله ماهی شوریده (Otolithes ruber) جمع‌آوری‌شده از چابهار (اسکله تیس) و بندرعباس ارزیابی کرد. شصت نمونه ماهی (30 نمونه در هر محل) با استفاده از روش جذب اتمی (ICP-OES) مورد بررسی قرار گرفتند. غلظت فلزات در نمونه‌های چابهار بالاتر بود و بافت‌های کبد تجمع بیشتری نسبت به عضله نشان دادند. میانگین غلظت جیوه در کبد و عضله نمونه‌های چابهار به ترتیب 026/0&amp;amp;plusmn;098/0 و 019/0&amp;amp;plusmn;097/0 و در نمونه‌های بندرعباس 019/0&amp;amp;plusmn;045/0 و 012/0&amp;amp;plusmn;034/0 میکروگرم بر گرم بود (p&amp;amp;gt;0.05). غلظت سرب در کبد و عضله نمونه‌های چابهار (0.27&amp;amp;plusmn;0.56 و 0.10&amp;amp;plusmn;0.48) به طور معنی‌داری بالاتر از غلظت آن در نمونه‌های بندرعباس 0.02&amp;amp;plusmn;0.041 و 0.01&amp;amp;plusmn;0.030 میکروگرم بر گرم بود (p&amp;amp;lt;0.05). غلظت کادمیوم در کبد و عضله نمونه‌های چابهار (0.35&amp;amp;plusmn;0.80 و 0.12&amp;amp;plusmn;0.63) نیز از غلظت آن در نمونه‌های بندرعباس ( 0.03&amp;amp;plusmn;0.07 و 0.05&amp;amp;plusmn;0.02) میکروگرم بر گرم بیشتر بود (p&amp;amp;lt;0.05). غلظت روی در کبد و عضله چابهار به ترتیب 97.90&amp;amp;plusmn;10.17 و 7.04&amp;amp;plusmn;24.22 میکروگرم بر گرم بود. مقادیر تخمینی مصرف روزانه (EDI) برای همه فلزات کمتر از آستانه مصرف روزانه قابل تحمل (TDI) بود. ولی میانگین غلظت کادمیوم در عضله نمونه‌های چابهار از حد مجاز تعیین شده توسطFAO، WHOو MAFF فراتر رفت. مقادیر THQ (نسبت خطر هدف) و THQ کل برای همه فلزات کمتر از 1 بود که نشان دهنده خطر غیر سرطان‌زایی پایین است. مقدار خطر سرطان (CR) برای جیوه در چابهار از آستانه قابل قبول (&amp;amp;gt;10⁻⁴) فراتر رفت که نشان‌دهنده خطر بالقوه سرطان‌زایی ناشی از مصرف طولانی مدت است. نظارت مداوم بر محیط زیست موجودات آبزی در چابهار برای کاهش خطرات سلامتی مرتبط با قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین از طریق مصرف غذاهای دریایی توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی فرونشست ناشی از زمین‌لرزه ۸ بهمن خوی در دشت سلماس با بهره‌گیری از تکنیک تداخل سنجی راداری</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9663.html</link>
      <description>فرونشست زمین پدیده‌ای ژئومورفولوژیکی و زیست‌محیطی با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی قابل توجه است. دشت سلماس در شمال‌غرب ایران، با سابقه افت شدید سطح آب‌های زیرزمینی و قرارگیری در پهنه لرزه‌خیز، یکی از مناطق بحرانی در زمینه فرونشست محسوب می‌شود. در این مطالعه، با استفاده از داده‌های ماهواره‌ای سنتینل-۱ و تکنیک تداخل‌سنجی راداری، تغییرات سطح زمین در بازه زمانی ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ بررسی شد. داده‌های زمین‌شناسی، هیدرولوژیکی، خاک‌شناسی، مدل ارتفاعی رقومی، نقشه شیب و جهت شیب، کاربری زمین و اطلاعات زمین‌لرزه‌ای برای تحلیل عوامل کنترل‌کننده فرونشست مورد استفاده قرار گرفتند. یافته‌ها نشان داد که نرخ فرونشست در فصل برداشت شدید آب‌های زیرزمینی به بیشترین مقدار خود می‌رسد و در فصل سرد کاهش می‌یابد، که نقش فعالیت‌های انسانی در تغییر شکل سطح زمین را برجسته می‌کند. اما وقوع زمین‌لرزه ۸ بهمن ۱۴۰۱، علی‌رغم فصل سرد، باعث افزایش قابل توجه نرخ فرونشست به میزان 3 برابر نرخ مشابه در دوره قبل شد و تأثیر مستقیم لرزه‌ای بر رسوبات سطحی و زیرسطحی را نشان داد. مناطق کم‌شیب، با رسوبات ریزدانه و تراکم‌پذیر، حساس‌ترین نقاط شناسایی شدند و جهت شیب و گسل‌های فعال در پراکندگی فرونشست نقش داشتند. نتایج تأکید می‌کنند که در پهنه های لرزه خیز نرخ فرونشست تحت تاثیر فعالیت های لرزه ای به صورت ناگهانی می تواند افزایش یابد و مخاطرات جدی برای سازه ها و تاسیسات ایجاد نماید. لذا پایش مستمر منابع آب زیرزمینی، مدیریت برداشت‌ها می‌تواند در شناسایی مناطق آسیب‌پذیر و مدیریت ریسک ناشی از فرونشست در پهنه‌های لرزه‌خیز مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی شدت فرسایش آبی حوضه آبخیز میان‌آب شوشتر تحت سناریوهای تغییر اقلیم در دوره زمانی 2021 - 2040</title>
      <link>https://jneh.usb.ac.ir/article_9794.html</link>
      <description>فرسایش آبی، فرآیندی دینامیک و مخرب است که طی آن ذرات خاک سطحی تحت تأثیر انرژی جنبشی قطرات باران و نیروی برشی ناشی از رواناب سطحی متمرکز (شیاری یا ورقه‌ای) از محل اصلی خود جدا شده و جابجا می‌شوند؛ این پدیده، منجر به کاهش حاصلخیزی خاک، تخریب زیرساخت‌ها و افزایش رسوب‌گذاری در آبراه‌ها می‌گردد.. این پژوهش با هدف&amp;amp;nbsp; ارزیابی و تعیین پتانسیل فرسایش آبی حال حاضر و آینده در حوضه آبخیز میان‌آب شوشتر (خوزستان)، از معادله جهانی فرسایش خاک تجدیدنظر شد (RUSLE)&amp;amp;nbsp; و سناریو اقلیم مدلBCC-CSM2-MR&amp;amp;nbsp; در بستر سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)&amp;amp;nbsp; بهره برد. نوآوری روش‌شناختی این مطالعه پیش بینی آینده ، استفاده از منابع داده‌ای به‌روز و با تفکیک فضایی بالا استوار است؛ عامل طول شیب (LS) با استفاده از مدل رقومی ارتفاع (DEM) و ابزارهای تحلیلی SAGA GIS محاسبه شد. عامل فرسایندگی باران از داده‌های نوین SM2RAIN-MONITORING ، سایت WorldClimاستخراج و عامل پوشش گیاهی بر اساس شاخص NDVI حاصل از تصاویر ماهواره‌ای لندست 9 در سال 2023 تعیین گردید، در حالی که عامل مدیریتی (P) به دلیل محدودیت داده‌های منطقه‌ای در تحلیل مستتر شد. نتایج نشان داد که توزیع فرسایش تابعی شدید از توپوگرافی است؛ بیشترین نرخ فرسایش تخمینی در نواحی شرقی و جنوب‌شرقی که دارای عامل LS بالا هستند، متمرکز شده است. با این حال، بیش از 90 درصد از مساحت حوضه در کلاس فرسایش کم و خیلی کم قرار دارد. پیش‌بینی بلندمدت (تا 2040) زنگ خطر وقوع شکست پایداری و گسترش فرسایش به سمت مرکز و غرب حوضه را به صدا درآورده است. لذا، راهبرد مدیریتی نیازمند اجرای همزمان راهکارهای پیشگیرانه در غرب و مرکز، در کنار اصلاحات در شرق است. این تحقیق با ارائه یک مدل بومی‌سازی‌شده با دقت مکانی بالا، چارچوبی مستند برای اولویت‌بندی مداخلات مدیریتی در حوضه‌های مشابه نیمه خشک جنوب ایران ارائه می‌نماید.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
